http://yadegaraneshahed.ir/wp-content/uploads/2011/06/383755_CCI5TLdO.jpg


وی‌(شریعتی) در کتاب‌ خودسازی‌ انقلابی‌ از امام‌خمینی‌ که‌ در مقابل‌ صهیونیزم‌ موضع‌ گرفت‌ و از آرمان‌ فلسطین‌ دفاع‌ کرد، تجلیل‌می‌کند. وی‌ همچنین‌ از آیت‌الله‌ خمینی‌ به‌ عنوان‌ « مرجع‌ بزرگ‌ عصر ما » نام‌ می‌برد ودر ترسیم‌ خط‌ قیام‌ روحانیت‌ می‌نویسد: «...ظهور روح‌های‌ انقلابی‌ و شخصیت‌های‌ پارسا، آگاه‌ و دلیری‌ که‌ به‌ خاطروفادار ماندن‌ به‌ ارزش‌های‌ انسانی‌ و پاسداری‌ از حرمت‌ و عزت‌ اسلام‌ ومسلمین‌ گاه‌ به‌ گاه‌ در برابر استبداد، فساد و توطئه‌های‌ استعمار قیام‌ می‌کرده‌اند،از این‌ گونه‌ است‌ قیام‌هایی‌ که‌ از زمان‌ میرزای‌ شیرازی‌ تا اکنون‌، آیت‌الله‌ خمینی‌،شاهد آن‌ بوده‌ایم‌.» شریعتی‌ قیام‌ خرداد 42 را گسستن‌ «پیوند مماشات‌ روحانیت‌ و سلطنت‌ که‌ در شیعه ‌400 سال‌ (بعد از صفویان‌) دوام‌ داشت‌» ارزیابی‌ می‌کند و امام‌ خمینی‌ را چنین‌ توصیف‌می‌کند: «در خاموش‌ترین‌ ایامش‌ ناگاه‌ خفته‌ای‌ از این‌ اصحاب‌ افسوس‌ بیدار می‌شود و ازکهف‌ حجره‌ای‌ بیرون‌ می‌پرد و ابوذروار بر سرقدرت‌ فریاد می‌زند و اسرافیل‌وار در صورقرآن‌ می‌دمد و گورها را برمی‌شوراند و امنیت‌ سپاه‌ قبرستان‌ را برمی‌آشوبد و محشرقیامتی‌ برپا می‌کند.» این‌ مواضع‌ آشکار شریعتی‌ در مورد امام‌ خمینی‌ بود. امام‌ خمینی‌ نیز نمی‌توانست‌ نسبت‌ به‌ شریعتی‌ بی‌تفاوت‌ باشد؛ چه‌ این‌که‌ امام‌ خمینی‌هر چند علی‌القاعده‌ بعضی‌ از عقاید شریعتی‌ را نمی‌پسندید، ولی‌ بسیاری‌ از آرمان‌های‌خویش‌ را در اندیشه‌های‌ شریعتی‌ می‌دید.يكي از روحانيون برجسته طي نامه‌اي به امام(ره) كه در تبعيد نجف به سر مي‌برد از شريعتي به شدت انتقاد كرده و افكار وي را مضرّ خوانده بود اما امام‌خميني(ره) به فردي كه حامل اين نامه بود گفتند:"اين روحاني بزرگوار به عالم و آدم بدبين هستند، ما در شرايطي نيستيم كه نسبت به دانشگاهيان و روشنفكران با بدبيني نگاه كنيم".


 

محمود دعايي مدير مسئول روزنامه اطلاعات و از همراهان امام خميني(ره) در نجف اشرف نيز خاطرات جالبي از نوع نگاه امام(ره) به شريعتي و افكار وي نقل مي‌كند. دعايي در جايي مي‌گويد:" روزي خدمت امام بودم، ايشان فرمودند از تهران فردي هزينه پرداخت كرده و آمده تا نظر من را نسبت به دو شخصيت عوض كند؛ كتاب حجاب مطهري را گذاشته و گفته اين كتاب جنوب تهران را بي‌حجاب كرده و اسلام‌شناسي شريعتي را نشان داده و گفته اين كتاب جوانان را از دين منحرف كرده است".

دعايي با نقل اين مطلب كه امام‌خميني(ره) تمام آثار شريعتي را مطالعه كردند، مي‌افزايد:"امام خواستار قسمت‌هايي كه آن فرد معتقد بود باعث انحراف جوانان است شده بودند و پس از آن گفته بودند برخي قول‌هاي شاذ و نادر هست ولي اين قول‌هاي نادر باعث انحراف نمي‌شود".

. گرچه‌ امام‌ خمینی‌ همواره‌ از مسائل‌ اختلافی‌ پرهیز می‌کرد و از بردن‌ نام‌ شریعتی‌ به‌دلیل‌ موقعیت‌ خاص‌ رهبری‌ خودداری‌ می‌کرد، ولی‌ در سوگ‌ حاج‌ آقا مصطفی‌ درسخنانی‌ کنایه‌آمیز، مواضع‌ خود را در قبال‌ شریعتی‌ و مخالفین‌ حوزوی‌ وی‌ تشریح‌کردند. امام‌ خمینی‌ در این‌ سخنرانی‌ نظر حمایت‌آمیز در عین‌ حال‌ انتقادی‌ خود را ازروحانیون‌ و روشنفکران‌ اعلام‌ کردند و فرمودند: «من‌ با تمام‌ جناح‌هایی‌ که‌ هستند وبرای‌ اسلام‌ خدمت‌ می‌کنند، چه‌ جناح‌های‌ روحانی‌ که‌ از اول‌ تا حالا خدمت‌ کرده‌اند وچه‌ جناح‌های‌ دیگر از سیاسیون‌ و روشن‌فکرها که‌ برای‌ اسلام‌ خدمت‌ می‌کنند، من‌ به‌همه‌ی‌ این‌ها علاقه‌ دارم‌ و از همه‌ی‌ این‌ها هم‌ گلایه‌ دارم‌.» و نظرات وي درباره علامه مجلسي و مباحثي پيرامون تشيع وي، داشتند، ولي بر نوعي وحدت بخشي نيز تاكيد داشتند"محمود دعایی میگوید، امام به شدت از درگذشت دكتر شريعتي متأثر شدند و گفتند:" يك روز امام(ره) به من فرمودند: من به سه دليل از فقدان دكتر شريعتي متأسف هستم. يكي اين كه اي كاش ايشان با آن قدرت بيان و احاطه‌اي كه بر كلام و نفوذي كه در جمع شنوندگان داشت، توجه خود را صرفاً به نسل دانشگاهي معطوف نمي‌كرد و همه‌ جامعه اعم از روحاني و بازاري را در نظر مي‌داشت و سعي مي‌كرد همه‌ اقشار از انديشه‌ها و تفكراتش بهره‌مند شوند. تأسف دوم من اين است كه چرا عده‌اي با او در افتاده‌اند و ايشان را به خودشان و خودشان را با او مشغول كردند و نگذاشتند درست كار بكند و درست تبليغ بكند. تأسف سوم من اين است كه ايشان زود از دنيا رفت و نتوانست بماند و ادامه بدهد و كار خودش را تصحيح بكند".

محمود دعايي تصريح مي كند امام خميني(ره) به اين دليل كه مطمئن نبودند شريعتي به شهادت رسيده و يا اين كه به مرگ طبيعي درگذشته است درباره مرگ وي كلمه فقدان را به كار بردند.

صادق طباطبايي يكي از نزديكان خانوادگي امام خميني(ره) و سخنگوي دولت موقت مهدي بازرگان درباره ديدگاه امام(ره) درباره شريعتي مي گويد:" "امام همواره با احترام خاصي از دكتر شريعتي ياد مي كردند. قبل از انقلاب، زماني كه عده اي از روحانيون ايشان را كوبيدند و بي انصافي هايي شد، رژيم هم از فرصت استفاده و شروع به تبليغ كرد. يكبار خبر دادند شريعتي نسبت به مفاتيح موضع گيري كرده، امام گفتند: "كسي كه به آن زيبايي در مورد نيايش قلم فرسايي مي كند، نمي تواند عليه دعا چيز بنويسد. اما در مورد مفاتيح، خوب مفاتيح هم يك كتاب نيايش است؛ چه بسا انتقاد ايشان همان چيزهايي باشد كه ما خودمان هم يك وقت‌هايي به آن انتقاد داریم"."

امام خميني(ره) بعضاً پيغام‌هاي دلسوزانه و مشفقانه‌اي را نيز براي شريعتي مي‌فرستادند؛ به عنوان مثال يك بار به خسرو منصوريان(يك فعال سياسي-اجتماعي) گفته بودند: "سلام مرا به شريعتي برسان و بگو خداوند به شما توفيق بدهد اما گله‌اي كه از شما دارم اين است كه گفته‌ايد آخوندها يك دست براي گرفتن و يك دست براي بوسيدن دراز كرده‌اند؛ اين طور نيست".