ابوذر خدا پرست سوسیالیست ( برگرفته از کتاب ابوذر نوشته دکتر شریعتی )
دکتر شریعتی در این متن در توصیف ابوذر چهره ی محبوبش چنین میگوید :
« قلم من با افتخار غرور آمیزی بر روی این صفحات می لغرزد زیرا ، قهرمانی را که در این داستان نقاشی می کند ، رقاصه ی پیست رقصی که میکوشد تا تماشاچیانش را از شهوت به جوش آورد نیست ، شاعری که در هوای عفن یک میخانه یا در کنار منقلی ستونهای ضخیم دود را به سقف می فرستد نیست ، عروسک هایی که پیرلویس ساخته است نیست .
یاران وفادار کاباره های زیر زمینها و پس کوچه های محلات بد نام پاریس نیست . داستان عشق های گندیده ای که از هولیوود الهام می گیرد ، سرگذشت طنازان اثیری و عشوه گر جزیره ی کاپری که از همه سوی جهان ، شکمهایی را به سوی خویش میخواند که در زیر هر یک فاضلابی از شهوت نصب لست نیست .
پوست بدن نرم و مرمرین ستاره ی طنازی که هر صبح در وان شیر می خوابد ، چهره ای که کرمهای معطر بر آن برقی از چربی زده است ، لرزش هوس انگیز ران و پستانی که به صدها نویسنده نام و نان بخشیده است نیست .
قهرمان این داستان فرزند غیور صحراست ، فرزند صحرای مغروی است که با همه ی تنگدستی و عسرت ، همواره عار داشته است که ، حتی آسمان بر او اشک ترحم بارد ، فرزند صحرایی است که ، بر کرانه ی دریاها نشسته است و قرن ها از سر غرور در زیر آتش خورشید تشنه مانده ، برای آشامیدن آب ، سر به دریا نیز فرود نیاورده است .
چهره ی گندمگون و آفتاب زده ای است که خشونت صحرا در آن نقش بسته ، پوست چروکیده ای است همچون پاره ی چرمی ، در زیر آفتاب جزیره ، خشکیده و سیاه گشته است ، قامت باریک و بلندی است که بار رنج ها و سختی های بیابان اندکی آن را خمیده است ، سینه ی لاغر و استخوانی ای است که مردی و پایداری از آن می تراود ، و دو چشم دلیر شیری است که از لهیب آتش صحرا ، برای خویش ، دو نگاه ساخته است .
این داستان سر گذشت تند بادی است که در میان قبیله ای طغیان کرده و در صحرای خلوتی فرو نشست ........ سر گذشت مردی از غفار است . »
*****************************************************
و اما جمله ی پایانی ، دکتر علی شریعتی می گوید : هم نشین نیک از تنهایی بهتر است و تنهایی از هم نشین بد بهتر ، مالی را به امانت
بسپاری بهتر از آن است که مهر و موم کنی و مهر و موم کنی بهتر از آن است که کسی را متهم سازیم .
****************************************************
ابوذر خدا پرست سوسیالیست
(( یکی از صفات خوب پسر من استقامت او در راه عقیده اش بود. به عنوان شاهد در کلاس پنجم دانشسرا بود که کتاب ابوذر را ترجمه کرد.... از آن زمان تا ساعتی که از دنیا رفت، راه او راه ابوذر بود.))
استاد محمد تقی شریعتی
برای آشنایی با دکتر و افکار او بهتر دیدم با کتاب ابوذر شروع کنم. همان طور که حسین (ع) گفته:(( حیات عقیده است و جهاد.)) و برای ادامه دادن راه دکتر ابتدا باید راه ایشان را به درستی درک کنیم.
کتاب ابوذر نوشته ی عبدالحمید جودة السحار است و دکتر آن را ترجمه کرده و مقداری سبک نگارش آن را تغییر داده و بعضی رویداد های تاریخی دیگر را به آن اضافه کرده است. به همین دلیل می توان گفت که هم ترجمه است و هم نگارش.
اما ابوذر کیست؟ ابوذر یک عرب صحرا نشین بدوی است که می گویند در بیابان ها راهزنی می کرد. او آوازه ی محمد راشنید و به مکه رفت و محمد به اکسیر عشق او را زر کرد. دینی که محمد آورده بود کارخانه ای بود که در آن "انسان واقعی" ساخته می شد و ابوذر در آن جا تبدیل به یک "انسان کامل" شده بود. قهرمان این داستان فرزند غیور صحراست که در میان قبیله ای طغیان کرد و در صحرای خلوتی فرو نشست یا بهتر بگویم خفه اش کردند.
او حقیقت را از محمد آموخته بود و حقیقت دینش شده بود و از محبوبش آموخته بود که : حق را بگو اگرچه تلخ باشد و در راه خدا از سرزنش هیچ کس مترس!
بعد از محمد او در برابر عثمان ها و معاویه ها طغیان کرد. معاویه هایی که می گفتند همه چیز از آن خداست، از آن مردم نیست و از آن نماینده خدا یعنی آنهاست و ابوذر می گفت مردم نماینده ی خدایند. ابوذر به عثمانی حمله می کند که در دوره ی حکومتش (( برای اولین بار زندانی سیاسی پیدا می شود و برای اولین بار مسلمانی به خاطر حمله به روش خلیفه یه دست نشانده هایش تحت تعقیب قرار می گیرد. برای اولین بار انسانی به وسیله حکومت شکنجه می شود، برای اولین بار قرآن وسیله عوام فریبی قرار می گیرد و برای اولین بار حاکمان دستشان در سرنوشت مردم باز می شود و از مسؤلیت قانونی و اسلامی مبری می شوند.))
ابوذر می گفت اگر فردی محروم است مقصر تنها حکومت و طبقه استثمار کننده نیست، بلکه تمام جامعه مسؤل است.
ابوذری که می داند (( زیباترین سخن راست ترین سخن است.)) رو به مردم می گوید: (( شما با خشم خدا خشنودی رؤسا و زمام داران هیأت حاکمه تان را فراهم نسازید. اگر خیانتی کردند از آن ها دوری کنید اگرچه شکنجه و تبعید ببینید تا خدا را خوشنود سازید.))
ابوذر همان طور که علی گفت برای دینش از آن ها ترسیده بود و آن ها برای دنیایشان از او ترسیده بودند و او بر سر حرفش ماند و کسانی که بزرگی ابوذر کوچکی خودشان را به یادشان می آورد او را شکنجه وتبعید کردند و در آخر این ساز پر خروش را که خفتگان را بیدار می کرد در صحرای ربذه خاموش کردند.
همان طور که دوستش محمد گفته بود تنها زیست، تنها مرد و تنها بر انگیخته خواهد شد.
(( ابوذر ارزش کارش تنها در این نبود که در برابر ظلم ایستاد و از حق دفاع کرد. چیزی که ابوذر را از سایر مجاهدان متمایز می کند این است که با ارزیابی درست، علت اصلی همه ی این انحراف ها را پیدا کرد و قاطعانه در برابر آن ایستاد. او از قرآن درس هایی برای امروز بیرون می آورد. او نشان داد که "از کجا باید آغاز کرد".))
آدرس دانلود کتاب ابوذر بصورت فایل پی دی اف
دیدگاه مقام معظم رهبری درباره دکتر شریعتی