انتظار "آمادگي " است، نه " وادادگي" كسيكه معتقد است عليرغم قدرتهاي حاكم بر جهان و عليرغم 

نيرومندي جبهه ظلم و زور در جامعه بشري و عليرغم سلطه باطل و تجاوز و ضعف و اسارت حق و

 عدالت هر لحظه مكن است انفجاري روي دهد و نداي انقلاب از اعماق سياه شب تباهي و فساد و

 بيداد بر خيزد و او را به عنوان يك سرباز واقعي و يك " انقلابي"حقيقي به شركت در جهاد عالمگير حق

 و عدل عليه جبر ظالمانه ي تاريخ دعوت كند .چنين كسي منتظر است و ناچار نميتواند به خواب رود

 ،از انديشه ي عدل و و ظلم و حق و باطل و شكست و پيروزي غافل ماند،در سرگذشت تاريخ و 

سرنوشت انسان و سير حوادث ،بي طرف و بي تفاوت باشد و به تفريح وتفنن خو كند،به زندگي "خواب

 و خور و خشم وشهوت "خويش و مصلحت هاي فردي خويش خو كند،بر عكس ،اين انتظار او را به شدت

 واميدارد كه تن و روح و انديشه و شيوه ي زندگي خويش را همچون يك "پارتيزان " انقلابي و آگاه و 

ورزيده و آماده و مسلح و سبكبار و تيز بين و فداكار تعليم دهد و پيروز چنانكه در گذشته حتي در عصر 

انحطاط چنين بود

 

{كتاب پدر و مادر ما متهميم(دكتر شريعتي) صفحه 121