[ سخنان دکتر علی شریعتی ]
كافر كيست؟مسلمان كيست؟شيعه كيست؟سني كيست؟مرزهاي درست هركدام كدام است؟
من
آرزو مي كنم كه روزي سطح شعور و شناخت مذهبي در اين تنها كشور شيعه ي
جهان به جايي برسد كه سخنگوي رسمي مذهب ما فاطمه را آنچنان كه سليمان
كتاني-طبيب مسيحي- شناسانده است و علي را آنچنان كه دكتر جورج جرداق- طبيب
مسيحي- توصيف مي كند و اهل بيت را آنچنان كه ماسينيون كاتوليك تحقيق كرده
است و ابوذر غفاري را آنچنان كه جوده السحار نوشته است و حتي قرآن را
آنچنان كه بلاشر- كشيش رسمي كليسا- ترجمه نموده است و پيغمبر ما را آنچنان
كه ردنسن-محقق يهودي- مي بيند بفهمد و ملت شيعه و محبان اهل بيت و متوليان
رسمي ((ولايت)) و مدعيان مذهب حقه جعفري روزي بتوانند به ترجمه ي آثار اين
كفار رسمي توفيق يابند
و آنگاه اين ها حسين حامل پرچم سرخ تاريخ و وارث
تنهاي آدم و مجسمه ي زنده ي جاودان اعجاز انسانيت را عاجز و نالان نشان مي
دهند كه در لحظه ي مرگ از دژخيم به زاري و ترحم آب خوردن التماس مي كند!
اين ها كه علي مظهر شرف انساني و رب النوع شهامت و حريت را كه زبانش در
گفتن حق همچن شمشير در كوبيدن ناحق شهره ي تاريخ است، عنصرسست و جان ترس و
شخصيت لرزاني معرفي مي كنند كه از ترس جان با رژيم ظلم بيعت مي كند و از
ترس جان غاصب را خليفه ي رسمي پيامبر مي خواند و از ترس جان به ((امام
كذاب)) اقتدا مي كند و از ترس جان عضو شوراي نامشروع مي شود و از ترس جان
مقام امامت شيخ را كه همچون مقام نبوت پيغمبر به نصب الهي است به راي و
شورا مي گذارد و از ترس جان ديگري را در مقامي كه خدا بايد معين كند به
رسميت مي شناسد و حتي مظهر جوانمردي و سرخيل آزادگي و عظمت انساني از ترس
جان به حرام زاده ي كافر غاصب و فاسدي دخترش را به زني مي دهد، كه انحراف
جنسي هم دارد، كه غصب را او بنياد كرده است، كه غلامش همسر عزيز اورا كتك
زده است، كه خودش خانه ي اورا به آتش كشيده است، كه در خانه اش را او به
پهلوي فاطمه زده است، كه او پهلوي فاطمه را شكسته است، كه محسن شش ماهه را
ضربه ي وحشي او موجب سقط شده است...
اين ها كه فاطمه را، زني كه به
تصريح شخص پيغمبر:((يكي از چهار زن ممتاز تاريخ بشر است)) كه ((پيشواي همه
ي زنان عالم است))، زني كه شخص پيغمبر(ص) دستش را به حرمت مي بوسد، زني كه
همسر و همدل علي بزرگ است دختر پيغمبر بزرگ خداست، كه حسين را پرورده است
و زينب را...زن نالان و گرياني نشان مي دهند كه فقط آه مي كشد و نفرين مي
كند و ناله از درد پهلويش و شكايت از قطعه زميني كه دولت از او گرفته است!
اينان
كه زينب را، زني كه وقتي حسين به سوي مرگ هجرت مي كند و انقلاب شگفت خويش
را تصميم مي گيرد شويش را طلاق مي گويد! تا براي اسارت در راه جهاد آزاد
باشد، او كه هر شهيدي از خاندانش بر خاك مي افتاد همچون بازي پريشان كه از
خيمه بيرون مي پريد و شيون كنان بر سرش مي نشست و به درد مي ناليد و بر او
مرثيه مي گفت، هنگامي كه دو فرزند خويش كه آنان را نيز به قربانگاه آورده
بود به خاك افتادند باز همه ي چشم ها به خيمه ي زينب دوخته شد، اما خيمه
اين بار ساكت ماند.حتي صداي پاي اشكي بر گونه اي برنخاست!زينب را در زنجير
اسارت و در بازگشت از قتلگاه همه ي خاندانش، فريادهاي علي وارش بر سر
شهرهاي دژخيمان و كاخ هاي جلادن هنوز در گوش تاريخ طنين افكن است و زمين
را زير پاي ستمگران مي لرزاند، زني نوحه گر مي شناسانند بر مرگ برادر و
ديگر هيچ! و اين ها كه پرچمدار انقلاب كربلا را كه از يادش حماسه مي جوشد
و چهره اش مروت و مردانگي را تصوير مي كند، قهرمان پارتي هاي زنانه كرده
اند و سمبل سفره هاي ابلهانه!
اين ها شيعه اند.شيعه ي علي!تنها پيروان
اهل بيت، تنها ملتي كه حق را تشخيص داده اند و چهره ي پرشكوه علي را و
عظمت هاي خاندان علي را كه همسايه ي سنت است و سرچشمه ي راستين و نخستين
حقيقت يافته اند؟
و دكتر بنت الشاطي استاد دانشگاه و نويسنده ي توانايي
كه قلمش و عمرش همه در خدمت زنان اهل بيت كه مي گفت:من در اين خانه زندگي
مي كنم سني است؟
و بلاشر كه روحاني رسمي مسيحيت بود و چهل سال در تحقيق
و ترجمه ي قرآن رنج برد و بر روي آيات كور شد، و ماسينيون كه دريايي از
دانش بود و 27 سال تمام در زندگي سلمان، تخستين بنيانگذار تاريخ شيعه در
ايران، غرق شد و تمام عمر را به تحقيق و جمع همه ي اطلاعات موجود در طول
تاريخ و در همه ي اسناد و آثار و مآخذ عربي و فارسي و لاتين و تركي و حتي
مغولي راجع به زندگي و شخصيت و تاثير شخصيت حضرت فاطمه پس از مرگش در
تاريخ ملت ها پرداخت و هرگاه از فاطمه از عرفان اسلامي و از سلمان سخن مي
گفت سراپا مشتعل مي شد كافر؟
خدايا:
به من بگو تو خود چگونه مي
بيني؟چگونه قضاوت مي كني؟آيا عشق ورزيدن به اسم ها تشيع است؟ يا شناختن
((مسمي ها))؟ و بالاتر از اين - يا پيروي از ((رسم ها))؟
(دکتر علی شریعتی)
دیدگاه مقام معظم رهبری درباره دکتر شریعتی